![]() |
![]() |
|
| درد و دل های دل شکسته |
|
بهتریت راه همین است و بس .گور بابای عشق و ...
تو را به جای كساني كه نمي شناسم ، تورا به جاي ايامي كه در ان نزيسته ام تو را به جاي افرادي كه دوستشان ندارم ، و فقط تو را به خاطر دوست داشتن ، من فقط تو را تا ابد در دلم جاودانه نگه میدارم هرچند که تو دیگر با من نیستی.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
86/04/05ساعت 13 توسط مهرداد کاترینا |
|
|
تو رفتی از دنیای من ای همه وجود من بی تو عذابه همه لحظه های من نماندی تا آخر با من بی کسی شکست شانه های من تو نمی شنوی فریاد خاموش دل من افسوس افسوس ای تنها باور من می دانم نمیایی تو به نزد من ای یادگار روزهای پر پر من چقدر بگویم از درد جدایت من جدا گشت از من نیمه دیگر من مثل قاصدک در باد آواره شدم من هر پرم به سویی افتاد و فنا شدم من
دیشب ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت دق مرگم می کرد وابسته گی ام را به تو عادت کردم در داد گه عشق کنم از تو شکایت به خدایت گویم که مرا کشت دو چشمان سیاهت
|
|
+ نوشته شده در
86/03/02ساعت 18 توسط مهرداد کاترینا |
|
|
نمی دانم این چه در دیست
نمي دانم چرا رسوا شد اين دل
غريب و بي کس تنها شد اين دل نمي دانم چرا از ابر گريان نصيب ما نشد يک قطره باران نميدانم چرا با من چنين کرد دل ديوانه را عاشق ترين کرد نمي دانم چرا سبزي خزان شد وجود خنده اي بر ما گران شد نمي دانم چرا دلها شکسته زمين و آسمان از هم گسسته نمي دانم چرا من را فدا کرد؟
دوست دارم شمع باشم تاکه خودتنها بسوزم برسربالینت امشب ازغم فردابسوزم دوست دارم ماه باشم تاسحربیدارباشم تاچون شمع برسرراهت دراین صحرابسوزم دوست دارم اشک ریزم تامگرازاشک چشمم توشوی سیراب ومن خودجای آن لب ها بمیرم
|
|
+ نوشته شده در
86/02/26ساعت 16 توسط مهرداد کاترینا |
|
|
+ نوشته شده در
86/02/22ساعت 17 توسط مهرداد کاترینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
6/22/2007 - 7/22/2007 5/22/2007 - 6/21/2007 4/21/2007 - 5/21/2007 |
|
RSS
|